|
عشق سوزان Torrid love
|
سلام به همه ی دوستان گلم مطلبی که این بار گذاشتم رو توی یه سایت خوندم به نظر من جالب بود، فکر می کنم شما هم خوشتون بیاد سعی کینید تا آخرش بخونید درضمن یه تست عاشقی هم داره که اونم جالبه لطفا برای خوندن کامل مطلب روی ادامه ی مطالب کلیک کنید راستی نظر یادتون نره ه ه ه ... I Love You در مغز عاشق چه میگذرد؟ + تست عاشقی! آیا شور عشق یا همان عشق رمانتیک قابل اعتماداست؟ آیا در بین همهی اقوام و ملتها شور عشق وجود دارد؟ آیا عشق نوعی بیماری است؟ ادامه مطلب [ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 10:42 PM ] [ felora ]
[ ]
چه چیز را دشوار پنهان میتوان داشت ؟ آتش را ... که در روز دودش از راز نهان خبر می دهد ... و در شب شعله اش پرده دری می کند ... عشق نیز چون آتش است که پنهان نمی ماند ... زیرا هرچه عاشق در راز پوشی بکوشد باز نگاه دویده اش از سرّ ضمیر خبر می دهد ... "گوته" [ چهارشنبه پانزدهم تیر 1390 ] [ 0:0 AM ] [ felora ]
[ ]
خیلی وقته نتونستم وبمو آپ کنم اما حدود 1 ماه دیگه حتما آپ می کنم قالب وبمم پریده بود فعلا اینو می ذارم تا بعد یه چیز مناسب تر انتخاب کنم البته روی این قالب نظر بدید تا اگه خوبه بذارم همین باشه Thanks… Bye [ جمعه ششم خرداد 1390 ] [ 4:54 PM ] [ felora ]
[ ]
عشق یگانه واژه ای ست که تمام چیزهای با رازش زندگی و تمام چیزهایی را که ارزش دارا شدن دارند در بر دارد تو می توانی خدا را فراموش کنی، چیزی را از دست نخواهی داد اما اگر عشق را فراموش کنی، همه چیز را از دست خواهی داد اگر عشق باشد خدا هم خواهد بود زیرا خدا اوج قله ی عشق است اما بدون عشق، حتی خدا هم ناممکن است . . . بدون عشق هیچ چیز ممکن نیست نه شادمانی نه حقیقت نه خیر و برکت نه آزادی . . . عشق همان آب حیات است به تو زندگی جاودان می بخشد عشق پل میان زمان و جاودانگیست . . .
برگزیده از کتاب OSHO
سلام به همگی !!! هوراااااااااااااااااااااااااااااااااا ! داریم به سال تحویل نزدیک می شیم! نمی دونم سالی که گذروندیم برای هر کدوم از شماها چطور سالی بوده اما برای تک تک کسانی که وبمو می خونن یا نمی خونن دعا می کنم که در سال جدید بهترین روز ها رو داشته باشن و به همه ی آرزو هاشون برسن شما هم برای من دعا کنید ... حس می کنم امسال برام خیلی سال مهمیه !
راستی چهارشنبه سوری خوش بگذره !!! این آخرین مطلبیه که در سال 1389 توی وبم گذاشتم
و برای همه ی عزیزانم آرزوی بهترینها رو دارم *Happy New Year*
[ جمعه سیزدهم اسفند 1389 ] [ 0:49 AM ] [ felora ]
[ ]
سلام به همگی بچه ها امروز به دو مناسبت وبمو آپ می کنم
ولی امسال برای تولدم اصلا حس خوبی ندارم هر سال کلی ذوق و شوق داشتم ولی امسال ... بی خیال آپم زیادی غمگین شد!!!
اما مناسبت دوم آغاز سال نوی میلادی سال جدید رو به همه ی دوستان مخصوصا مسیحیان عزیز تبریک می گم امیدوارم امسال سالی خوب و پر از شادی برای همه باشه و همه به آرزو هاشون برسن
*Merry Christmas* *Happy New Year* [ شنبه یازدهم دی 1389 ] [ 3:5 AM ] [ felora ]
[ ]
سلام به همه ی دوستان امیدوارم حال همگی خوب باشه بچه ها 23 آذر وبلاگم 3 ساله شد سه سال توی این وب از عشق نوشتم از عشق سوزان ... الان به مناسبت سالگرد تولد وبم می خوام چیزایی که توی این سالها از عشق فهمیدم رو توی یه متن ادبی که خودم نوشتم براتون بگم امیدوارم خوشتون بیاد لطفا حتما نظرتونو در موردش بگید ***
چنین است عشق : بی رحم است عشق ... می بَرد تو را تا عمق زیبایی، تا لب چشمه ی هستی، آنگونه که سراسر تمنا می شوی ... آنگاه تمنایت را از اوج به زیر می کشد و نیستی را به تمام معنا پیشکشت می کند ... آری، چنین است عشق : چه سوزان است عشق ... عشق، آتشی می افروزد که شعله هایش، بند بند وجودت را در چشم برهم زدنی درهم می سوزاند و خاکسترت را به دست باد می سپرد آنگاه تو می مانی با دلی تازیانه خورده از آتش عشق ... آری، بی رحم است و سوزان عشق ...
[ جمعه بیست و ششم آذر 1389 ] [ 5:26 PM ] [ felora ]
[ ]
بچه ها من یه مدت می رم مرخصی اما هروقت با انرژی شدم و ذهنم برای ادامه ی وب باز شد حتما بر می گردم دلم برای همه تون تنگ شده دلم برای همه ی خوبی ها تنگ شده نمی دونم چرا همه ی خوبی ها با من غریبه شدن ! دیگه حسشون نمی کنم!!! یه نفر هست که خیلی خوبه ... خیلی بهم خوبی کرده .... خیلی بهم محبت کرده ... اما حس می کنم قدر خوبیهاشو نمی دونم دلم گرفته ... برام دعا کنید ...
[ جمعه پنجم آذر 1389 ] [ 11:19 PM ] [ felora ]
[ ]
* السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا * سلام به همگی عیدتون مبارک پیشاپیش تولد امام رضا (ع) رو به همه ی عزیزان تبریک می گم من امام رضا رو از بچگی دوست داشتم یادمه پارسال که تولد امام رضا رو بهشون تبریک گفتم ایشون بعد 20 سال ما رو برای زیارتشون قابل دونستن و به خونه شون دعوت کردن وقتی برای زیارتشون مشرف شدم ازشون حاجتی رو خواستم که هنوز بهم ندادن نمی دونم قرار هست به حاجتم برسم یا نه ولی به هر حال حتی اگه حاجتم رو هم ندن بازم دوستشون دارم و امسال هم مثل سال گذشته تولدشونو هم به خودشون و هم به عاشقانشون تبریک می گم امیدوارم باز هم ما رو برای زیارت قابل بدونن و زود به زود دعوتمون کنن و خودشون توی قیامت شفاعت ما رو پیش خدا بکنن
ù امام رضا ، تولدتون مبارک ù
اینم چند عکس زیبا از بارگاه امام رضا (ع):
![]()
نمایی از صحن اسماعیل طلا: نمایی از گنبد امام در روز: نمایی از حرم امام رضا(ع):
[ دوشنبه بیست و ششم مهر 1389 ] [ 5:31 PM ] [ felora ]
[ ]
تو زیباتر ز هر زیبایی، ای عشق ***** تو از افلاك هم بالایی، ای عشق ****************************** در قسمت ادامه ی مطالب براتون تفالی از حضرت حافظ زدم نیت فال هم اینه : حالِ دلِ همه ی عاشقان ... لطفا یک حمد و سوره برای حضرت حافظ بخونید بعد نیت کنید و روی ادامه ی مطالب کلیک کنید ...
ادامه مطلب [ دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389 ] [ 5:44 PM ] [ felora ]
[ ]
البته زیاد جدی نگیرید!!! (اگر هم دوست داشتید می تونید جدی بگیرید!)
چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟ به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند *** چرا مردها هميشه خوشحال هستند؟ چون آدم های بی خيال فقط می خندند ! *** چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟ زیرا هنگامی که زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند *** اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟ خانم، چرا که آقا راه را گم می کند *** شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟ شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد *** ورزش کنار دریای آقایون چیست؟ هر موقع خانمی را در پیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند *** به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟ با استعداد !!! *** فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟ نرخ اوراق بهادار رشد می کند *** خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟ من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم *** دلایلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند یا فکری ندارند که در مورد کارشون بکنن یا کاری ندارند که در موردش فکر کنند! *** در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟ توریست *** اگر آقایون هم باردار می شدند آن وقت: خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد ! *** برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟ سه تا! یک نفر ماهی تابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد ! *** آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟ دو دسته: "کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن" *** تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون تومانی بخرد و یک سیستم صوتی 4 ميليون تومانی بر روی آن نصب کند *** زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟ ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند: "تو خیلی نازی عزیزم " *** یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟ به قرار گذاشتن با بچه ها *** شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟ زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند *** چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟ زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند *** آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟ به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد *** چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟ دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند *** شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟ هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند *** فرق یک شوهر جدید با یک هاپوی جدید در چیست؟ بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید *** نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟ چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند [ سه شنبه دوم شهریور 1389 ] [ 2:32 AM ] [ felora ]
[ ]
معانی عشق از زبان کودکان عشق يعنى چه؟ تعدادى از متخصصان اين پرسش را از گروهى از بچه هاى ٤ تا ٨ ساله پرسيدند که: «عشق يعنى چه؟»
(ما به چند ميليون نيکاى ديگر در اين سياره نياز داريم)
• هنگامى که شما عاشق يک نفر باشيد، مژه هايتان بالا و پائين میرود و ستاره هاى کوچک از بين آنها خارج می شود. (کارن، ٧ ساله)
[ جمعه هشتم مرداد 1389 ] [ 0:40 AM ] [ felora ]
[ ]
سلام به دوستان گلم بچه ها ... شعری که در ادامه می خونید یکی دیگه از شعر های خودمه خوشحال می شم بعد از خوندنش نظرتون رو بدونم اگه اشکال و ایرادی هم در شعر حس می کنید خوشحال می شم بهم بگید پیشاپیش از نظرات ارزنده ی شما سپاس ... تو گفتی بردمت از یاد سپردی جان من بر باد چنان با من سخن گفتی که قلبم بر زمین افتاد غرورم را شکستی و ندیدی می زند فریاد دل من با تو خوش بود و تو هم با دیگری دلشاد چنان بازیچه ات گشتم تو در بازیگری استاد دل من با تو صادق بود که حیف از قلب پاکم باد اگر رفتی، اگر ماندم اگر شد دشمن من شاد ولیکن روح و قلبم شد دگر از دست تو آزاد نمی بخشم تو را هرگز جفاهایت نرفت از یاد سروده شده در تاریخ 26/01/1389
[ پنجشنبه دهم تیر 1389 ] [ 11:16 PM ] [ felora ]
[ ]
سلام به همه ی عزیزان دوستان گلم شعری رو که در ادامه می خونید یکی دیگه از شعر های خودمه البته شاید زیاد جالب نشده ولی... امیدوارم من رو از نظرات ارزشمندتون بی نصیب نذارید
از این سر در گمی گم کرده ام خود را چرا آدم نمی داند که فردا را چه خواهد شد دل ِ انسان که می گیرد، جهان را سخت می گیرد نمی داند که دنیا را همان یکدم نخواهد شد دلم تنگ است و این ننگ است، در این عالم، خدای من چرا کار جهان بهتر دگر از این نخواهد شد ؟ ! ؟
نوشته شده در تاریخ 1387/12/17
بچه ها لطفا عکسی که انتهای این پست گذاشتم رو با دقت نگاه کنید و به جزئیاتش توجه کنید و احساسی که این عکس بهتون می ده رو توی قسمت نظرات برام بنویسید "نکته: این عکس رو با گوشی خودم گرفتم"
[ سه شنبه چهارم خرداد 1389 ] [ 9:50 PM ] [ felora ]
[ ]
سلام به همه ی دوستان بچه ها ... متنی رو که الان می خونید از نوشته های خودمه ازتون خواش می کنم این متن رو کامل بخونید و نظر یا انتقاد خودتونو نسبت بهش بگید پیشاپیش از نظرات ارزشمندتون ممنون
قول داد همراهم باشد، تنهایم نگذارد، کنارم بماند تا انتهای راه ... دل بستم به حرفهایش، به حرم دستانش ... نمی دانستم راه از چشم او انقدر کوتاه است ... رفت ... و وقتی رفت، روحم رفت، قلبم مُرد، تمام هستیم را با خود برد جودم را به نابودی کشید ... مُردم، به معنای واقعی مرگ ... آخَر رفته بودم تا بی نهایت ِ عشق، بی نهایت ِ عشق از قلبم لبریز بود ... قلبم را سپرده بودم به دستش امانت، امانت بود قلبم ... اما ... دریغ و صد افسوس ... امانت داریش بد بود، دلم رازیر پا له کرد، دلم شکست، روحم نابود شد و حالا، خسته و تنها ... راه می پیمایم و مرحمی می جویم تا زخم دلم را التیام بخشد ... نوشته شده در تاریخ 29/01/1389 [ دوشنبه ششم اردیبهشت 1389 ] [ 3:48 PM ] [ felora ]
[ ]
منو حالا نوازش کن که این فرصت نره از دست شاید این آخرین باره که این احساس زیبا هست منو حالا نوازش کن همین حالا که تب کردم اگه لمسم کنی شاید به دنیای تو برگردم ... هنوزم می شه عاشق بود تو باشی کار سختی نیست بدون مرز با من باش اگرچه دیگه وقتی نیست نبینم این دم ِ آخر تو چشمات غصه می شینه همه اشکاتو می بوسم می دونم، قسمتم اینه ... تو از چشمای من خوندی که از این زندگی خسته م کنارت اونقدر آرومم که از مرگ هم نمی ترسم تنم سرده ولی انگار تو دستای تو آتیشه خودت پلکامو می بندی و این قصه تموم می شه ... هنوزم می شه عاشق بود تو باشی کار سختی نیست بدون مرز با من باش اگرچه دیگه وقتی نیست نبینم این دم ِ آخر تو چشمات غصه می شینه همه اشکاتو می بوسم می دونم قسمتم اینه ...
[ دوشنبه سی ام فروردین 1389 ] [ 2:45 PM ] [ felora ]
[ ]
"دلاویز ترین" (فریدون مشیری) از دل افروز ترین روز جهان، خاطره ای با من هست به شما ارزانی: سحری بود و هنوز، گوهرِ ماه به گیسوی شب آویخته بود. گل یاس، عشق در جان هوا ریخته بود. من به دیدار سحر می رفتم نفسم با نفس یاس در آمیخته بود. ***
می گشودم پر و می گفتم: "های! بسرای ای دل شیدا، بسرای. این دل افروز ترین روز جهان را بنگر! تو دل آویز ترین شعر جهان را بسرای! آسمان، یاس، سحر، ماه، نسیم، روح در جسم جهان ریخته اند، شور و شوق تو بر انگیخته اند، تو هم ای مرغک تنها، بسرای! همه درهای رهایی بسته ست، تا گشایی به نسیم سخنی، پنجره ای را، بسرا! بسرای ..." من به دنبال دلاویز ترین شعر جهان می رفتم! ***
در افق، پشت سراپرده ی نور باغ های گل سرخ، شاخه گسترده به مهر، غنچه آورده به ناز، دم به دم از نفس باد سحر؛ غنچه ها می شد باز. غنچه ها می شد باز، باغ های گل سرخ، باغ های گل سرخ، یک گل سرخ درشت از دل دریا برخاست! چون گل افشانی لبخند تو، در لحظه ی شیرین شکفتن! خورشید! چه فروغی به جهان می بخشید! چه شکوهی ...! همه عالم به تماشا برخاست! من به دنبال دلاویز ترین شعر جهان می گشتم!
دو کبوتر در اوج، بال در بال گذر می کردند دو صنوبر در باغ، سر فراگوش ِ هم آورده به نجوا غزلی می خواندند مرغ ِ دریایی، با جفت خود از ساحل ِ دور رو نهادند به دروازه نور ...
***
چمن ِ خاطر من نیز ز جان مایه ی عشق، در سرا پرده دل غنچه ای می پرورد برگ هایش کم کم باز شدند! برگ ها باز شدند: " ... یافتم! یافتم! آن نکته که می خواستمش! با شکوفایی خورشید و، گل افشانی ِ لبخند تو، آراستمش! تارو پودش را از خوبی و مهر، خوش تر از تافته ی یاس و سحر بافته ام: "دوستت دارم" را من دلاویز ترین شعر جهان یافته ام! این گل ِ سرخ من است! دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق، که بَری خانه دشمن! که فشانی بر دوست! راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست! در دل مردم عالم، به خدا، نور خواهد پاشید، روح خواهد بخشید." توهم، ای خوب من! این نکته به تکرار بگو! این دلاویز ترین شعر جهان را، همه وقت، نه به یک بار و به ده بار، که صد بار بگو! "دوستم داری؟" را از من بسیار بپرس! "دوستت دارم" را با من بسیار بگو!
***
[ دوشنبه دوم فروردین 1389 ] [ 4:32 PM ] [ felora ]
[ ]
سلاااااااااااااااااااااااام بچه ها من برگشتم ... می دونم که همتون از دستم ناراحتین که چرا برای دیدن وب هاتون نیومدم ولی همتون اشتباه می کنید!!! من به همه ی وب ها سر زدم ولی حاضری مو نزدم! قابل توجه کسانی که از من قطع امید کردن!!! (وبلاگ پاریس کوچولو) اتفاقی که برای من افتاد با وجود اینکه بدی های زیادی داشت ولی یک خوبی بزرگ داشت و اون هم این بود که فهمیدم چقدر برای اطرافیان، دوستان و از همه مهم تر خانواده و فامیل مهمم ... دوستان گلم از همتون ممنون که برام نگران بودید و بهم دلداری دادید پیام های زیبای همه رو خوندم از تک تک کسانی که بهم کمک کردن تا تسلیم شرایط بدی که داشتم نشم، ممنونم همینطور از دوستان وبلاگ نویسم
*** بگذریم... احتمالا این آخرین پستیه که توی وبم می ذارم نترسین بابا! منظورم توی سال 88 بود به مناسبت آغاز سال جدید یعنی سال 89 سعی دارم یک وب متفاوت داشته باشم
یک عشق ِ سوزان ِ سوزان!
(آتیشش در حد آتیش چهارشنبه سوریه!)
راستی چهارشنبه سوری سعی کنید خیلی بهتون خوش بگذره
من نسبت به سال جدید حس خیلی خوب دارم آخه امسال سال ببره (یعنی سال خودم!)
امیدوارم امسال برای شما هم سالی پر از برکت و سراسر شادی باشه
*سال نو پیشاپیش مبارک* [ سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388 ] [ 5:53 PM ] [ felora ]
[ ]
هوس . . .
برای من نوشته گذشته ها گذشته
تموم قصه ها هوس بود ...
برای او نوشتم برای تو هوس بود
ولی برای من نفس بود ...
کاشکی خبر نداشتی دیوونه ی نگاتم
یه مشت خاک ناچیز افتاده ای به زیر پاتم
کاشکی صدای قلبت نبود صدای قلبم
کاشکی نگفته بودم تا وقت جون دادن باهاتم . . .
نوشته هرچی بود تموم شد
نوشتم عمر من حروم شد
نوشته رفته ای ز یادم
نوشتم شمع رو به بادم
نوشته در دلم هوس مرد
نوشتم دل تو این قفس مرد
کاشکی نبسته بودم زندگیمو به چشمات
کاشکی نخورده بودم به سادگی فریب حرفات
لعنت به من که آسون به یک نگات شکستم
به این دل دیوونه راه گریزو ساده بستم . . .
من اگر اشک به دادم نرسد . . . می شکنم . . .
يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد مي شه، مي شکنه و آهسته مي ميره .
يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره .
يادمون باشه قولي رو که به کسي مي ديم عمل کنيم .
يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره .
يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو چون شايد ديگه هيچكس مثل اون دوستمون نداشته باشه ...
دوستان گلم از همدردی و همراهی همتو ن ممنونم
نوشته هاتون واقعا برام ارزشمنده و از خوندنشون احساس آرامش می کنم
فقط یادتون نره وقتی نوشته هامو خوندین برام دعا کنید
[ دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 ] [ 3:10 PM ] [ felora ]
[ ]
[ سه شنبه سیزدهم بهمن 1388 ] [ 11:20 PM ] [ felora ]
[ ]
سلام به همه ی دوستان من فعلا وب رو آپ نمی کنم
ولی به وب هاتون سر می زنم لطف کنید هر وقت وبتونو آپ کردید حتما خبر بدید بچه ها ازتون خواهش می کنم برای قلب شکستم دعا کنید
[ یکشنبه یازدهم بهمن 1388 ] [ 12:39 PM ] [ felora ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |